اسكندر بيگ تركمان

501

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

اما از قهرمان قهر پادشاهى انديشيده مكنون خاطر خود را بظهور نميتوانست آورد و در حدود لرستان حركة المذبوحى ميكرد رأى جهان آرا اقتضاى آن نمود كه بجهة انتظام اين احوال رايات جلال بدان طرف نهضت نمايد نيكخواهان دولت قاهره عرض كردند كه اگر مهمات آن ولايت بعهدهء اهتمام يكى از غلامان درگاه شود بكفايت مقرون ميگردد و احتياج بنهضت موكب همايون نيست بنابر آن نظام و نسق آن سرحد را از بروجرد لرستان تا اقصى عربستان براى وروية وزير نيكو رأى حاتم بيك و فرهاد خان مفوض فرموده بدان صوب فرستادند و جمعى از امراء عظام خصوصا حسينخان شاملو و ندرخان مهردار و غيرهم و يوزباشيان و قورچيان ظفر فرجام را بمرافقت ايشان تعيين فرموده روانه نمودند و بندگان حضرت اعلى شاهى بعظمت و كامرانى متوجه سير كاشان و صفاهان گرديده چند گاه در آن حدود عشرت پيرا بودند و از آنجا بدار السلطنهء قزوين معاودت فرموده زمستان را در قزوين بعيش و كامرانى گذرانيدند . ذكر لشكر فرستادن بخوزستان و عربستان بسركردگى اعتماد الدوله و فرهاد خان و انتظام مهمات آنطرف بر حسب فرمان شهريار جهان چون اعتماد الدوله و فرهاد خان در قزوين از خدمت اشرف جدا شده از راه لرستان روانهء مقصد گشتند بخرماباد رسيدند شاهويردى خان عباسى كه در كمال خوف و بيم در آن حدود بيسر و سامان ميگشت كسان معتمد به خدمت ايشان و امراء عظام فرستاده اظهار غلامى و بندگى درگاه شاهى و ندامت و پشيمانى از اعمال سابقه نموده دست در دامن عجز و بيچارگى آويخت و بوساطت ايشان عفو زلات خود نمود ايشان نيز جهت تأليف قلوب و اطمينان خاطر والى عربستان و حكام كوه گيلويه صلاح دولت در آن دانستند كه او را استمال عنايت شاهى ساخته مجددا بتفويض حكومت لرستان سربلند گردانند لهذا حكم استمالت باسم او عز صدور يافته خاطر او را بعواطف ارجمند خسروانه اطمينان بخشيدند و طالب ملاقات گشتند مشار اليه از خوف و دهشتى كه داشت جرأت ملاقات نميكرد سفراء در ميان آمده بعد از تكرار آمد شد و اطمينان خاطر او فرهاد خان و اعتماد الدوله با معدودى جريده بمزار يكى از اكابر اهل اللّه كه در آن حدود است رفته شاهويرديخان نيز با دويست نفر حاضر شده با ايشان ملاقات نموده اظهار غلامى بندگان اعلى شاهى نموده و قسم مغلظه ياد كرد كه اگر مرحمت شاهى رقم عفو بر جريدهء عصيان اين غلام كشد مدت العمر از جادهء خدمتكارى عدول نمينمايم و فرهاد خان و اعتماد الدوله هر چند ميدانستند كه كلام او از صدق عارى است بمصلحت وقت [ 343 ] عمل نموده او را بعواطف خسروانه اميدوار گردانيدند و مجددا ايالت آن ولايت را به او تفويض نموده خلعت فاخرهء شاهى درو پوشيدند و قلعهء خرماباد را خالى كرده به تصرف او دادند و مشار اليه نيز بشكرانهء عاطفت شاهانه يكهزار تومان پيشكش قبول نمود كه بديوان اعلى جواب گويد و باركان دولت خدمات لايق بتقديم رسانيد و بعد از فيصل معاملهء او چون خبر محاصرهء شوشتر متواتر ميرسيد كوچ كرده از كوتل كيالان كه راهى است در نهايت صعوبت و در ازمنه سابقه عبور لشكر از آنجا كمتر واقع شد و بجهة نزديكى آن راه را اختيار نموده روانه شدند و بنيروى دولت قاهره بسلامت از آن كوتل عبور نموده قدم بولايت خوزستان و عربستان